تبليغاتX
پارس فیلم
جذابترین اخبار سینمایی
 
 
درود دوستان
ممنون از نظراتتونوممنونکه تو نظر سنجی شرکت نکردین!
لطفا نظر بدین و در نظر سنجی شرکت کنید
 
 
استيون اسپيلبرگ، کارگردان سينمیا هاليوود اعلام کرده فيلم جديدش با عنوان مونيخ که درباره ربوده شدن ورزشکاران اسرائيلی در جريان بازيهای المپيک 1972 مونيخ است " دعوتی برای صلح" خواهد بود.
 
 
 
استيون اسپيلبرگ
استيون اسپيلبرگ دو بار برای فيلمهای فهرست شيندلر و نجات سرباز رايان، اسکار بهترين کارگردانی را بدست آورده است
 
 
 
 

اين کارگردان آمريکايی در مصاحبه ای با مجله تايم گفت: "بعيد می دانم که هيچ فيلم، کتاب و يا هر اثر هنری ديگری بتواند، راهگشای بن بست فعلی در خاورميانه باشد. اما به هر حال ارزش سعی کردن دارد."

قرار است فيلم مونيخ از روز 23 دسامبر در سراسر آمريکا به نمايش عمومی در آيد. همچنين رهبران گروه های مسلمان و يهودی آمريکا همراه با ديپلمات ها و کارشناسان سياست خارجی آمريکا در پيش نمايش اين فيلم شرکت خواهند کرد.

اسپيلبرگ گفت: "بزرگترين دشمن، اسرائيلی ها و يا فلسطينی ها نيستند بلکه بزرگترين دشمن عدم سازگاری در منطقه است."

ربوده شدن ورزشکاران اسرائيلی در سال 1972 توسط يک گروه فلسطينی منجر به کشته شدن يازده ورزشکار اسرائيلی، پنج آدم ربا و يک پليس آلمانی شد.

اريک بنا با بازی در نقش يک مامور موساد در فيلم مونيخ حضور دارد

در اين فيلم که به واکنش اسرائيلی ها به اين آدم ربايی می پردازد، اريک بنا بازيگر فيلمهای هالک و تروآ، نقش يک مامور موساد را بازی می کند. جفری راش و دانيل کريگ، بازيگر جديد شخصيت جيمز باند نيز در اين فيلم حضور دارند.

بخش هايی از اين فيلم بر اساس گفتگوی اسپيلبرگ و تونی کاشنر، فيلمنامه نويس مونيخ با مامور موساد که نخواسته نامش فاش شود، شکل گرفته است.

همچنين اسپيلبرگ در طرح ديگری 250 دوربين و پخش ويدئو را در اختيار کودکان اسرائيلی و فلسطينی گذاشته که زندگی روزانه شان را ضبط کنند.

او می گويد: " اين فيلمها فقط مستندهای کوچکی خواهند بود درباره اينکه اين کودکان بگويند که هستند، به چه معتقدند، والدينشان که هستند، کدام مدرسه می روند، چه می خورند، چه فيلمی می بينند و به چه نوع موسيقی گوش می کنند."

اين کارگردان سپس می خواهد که اين دو گروه فيلمهای ضبط شده شان را تعويض کنند که شايد به بهتر شناختن شيوه زندگی يکديگر کمک کند.

اسپيلبرگ دو بار برای فيلمهای فهرست شيندلر و نجات سرباز رايان، اسکار بهترين کارگردانی را بدست آورده است.

فيلم فهرست شيندلر او روايتی بر اساس کشته شدن يهوديان در جنگ جهانی دوم است.

 ایرانی باشید و سرفراز
بدرود
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 13:3  توسط نیلوفر و الهام | 
درود دوستان خوبم.ممنون که سر میزنید و نظر میدید.

                                                  نظر یادتون نره

                            لطفا در نظرسنجی شرکت کنید                   

بنا به گزارش مجله 'هاليوود ريپورتر'، جوليا رابرتز بازيگر آمريکايی، همچنان در صدر پر درآمدترين زنان هاليوود قرار دارد.

 

جوليا رابرتز
جوليا رابرتز در سال 2001 برای بازی در فيلم ارين براکوويچ اسکار بهترين بازيگر زن را بدست آورد

 

در فهرستی که اين مجله از زنان ثروتمند در دنيای سرگرمی منتشر کرده، به درآمد 20 ميليون دلاری رابرتز در ازای بازی در يک فيلم اشاره شده است. هر چند که او از سال گذشته به علت به دنيا آمدن فرزندان دوقلويش از دنيای بازيگری دور مانده است.

در اين فهرست نيکول کيدمن با دستمزد 17 ميليون دلار برای يک فيلم در رده دوم و ريس ويترسپون و درو باريمور با کسب 15 ميليون دلار در رده های بعدی قرار گرفتند.

رنه زلوگر، آنجلينا جولی و کامرون دياز با دستمزد تخمينی بين 10 تا 15 ميليون دلار در رده های پنجم تا هفتم ايستادند و پس از آنها جودی فاستر، شارليز ترون و جنيفر انيستون در فهرست ده زن پردرآمد هاليوود قرار گرفتند.

نيکول کيدمن اکنون يکی از چهره های محبوب هاليوود است

جوليا رابرتز، بازيگر ستاره 38 ساله سينمای آمريکا که با دنی مودر، فيلمبردار ازدواج کرده سال گذشته يک دوقلو با نامهای هيزل و فينوس به دنيا آورد.

رابرتز که آخرين فيلم او دوازده يار اوشن (2004) بود سال آينده با حضورش در يک نمايش در برادوی به دنيای بازيگری باز خواهد گشت.

او آوريل سال آينده در اجرای مجددی از نمايشنامه سه روز بارانی نوشته ريچارد گرينبرگ برای نخستين بار به روی صحنه می رود.

جوليا رابرتز نخستين بازيگر زن بود که دستمزدش در کنار بازيگرانی چون تام کروز برای يک فيلم از مرز 20 ميليون دلار گذشت. دستمزد او پس از دريافت اسکار بهترين بازيگر زن برای فيلم ارين براکوويچ در سال 2001 سير صعودی پيدا کرد.

رابرتز در فاصله سالهای 1991 و 2004 موفق شد 9 بار "جايزه انتخاب مردم" را بدست آورد.

+ نوشته شده در  جمعه 11 آذر1384ساعت 14:2  توسط نیلوفر و الهام | 
درود دوستان عزیز امیدوارم خوب باشید.

ممنون از نظراتتون .

لطفا هر کس از این وبلاگ دیدن میکنه نظر هم بده تا وبلاگمون هر روز بهتر از دیروز باشه!

به بهانه ی اکران فیلم هری پاتر یه مطلبی گذاشتم حتما بخونید.هر وقت فیلم رو دیدم یه نقد خوب ازش میذارم.

ایرانی باشید و سر بلند

بدرود

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آبان1384ساعت 15:17  توسط نیلوفر و الهام | 
اژدهای آتشين و جغدهايی که جيغ و داد می کنند، منظره هميشگی مرکز لندن در يک غروب پائيزی نيستند.

اما پيش نمايش جهانی هری پاتر و جام آتش ثابت کرد که يکشنبه شب، يک شب عادی نبود.

ميدان لستر لندن به صحنه مسابقه "سه جادوگر"، جديدترين ماجرای بچه های مدرسه جادوگری مبدل شده بود که برای هواداران چهارمين کتاب جی کی رولينگ آشنا بود.

اما آنچه بيش از پذيرايی آتشين اژدها برای ستارگان فيلم دلهره آور بود، رويارويی با گزارشگران و خيل عظيم هواداران بود که از سراسر جهان گردآمده بودند.

تب هری پاتر چنان بالا گرفته بود که حتی آسمان تيره و تار و باران بی وقفه هم نمی توانست از اشتياق حدود هفت هزار نفری که برای ديدن سه ستاره بزرگ فيلم، دانيل رادکليف، اما واتسن و روپرت گرينت جمع شده بودند، بکاهد.

ورود هر تازه وارد با فرياد و هلهله شادی هوادارانی اعلام می شد که برخی از آنها از شب قبل برای جذب نيم نگاهی از ستاره محبوبشان، در ميدان لستر صف کشيده بودند.

اما يکی از بلندترين هلهله های يکشنبه شب برای مدونا ذخيره شده بود که حضور غير مترقبه وی به همراه دخترش لوردس، برق ديوانه وار فلاش عکاسان را بدنبال داشت.

مدونا در حالی که به دختر نه ساله اش اشاره می کرد گفت: "من يک طرفدار پر و پا قرص هری پاترم، اما بخاطر لولا اينجا هستم."

مدونا و لوردس
دختر مدونا، لوردس، فاش کرد که رون شخصيت محبوبش بوده است

"هری پاتر برای همه است، بزرگسال و کودک. من فکر می کنم جی کی بسيار با استعداد است، خيلی دوستش دارم. کتاب هايش روشن، سرگرم کننده و هوشمندانه هستند."

مدونا، با اين حال اعتراف کرد که: "من هيچيک از کتاب ها را نخوانده ام، اما لولا همه را خوانده. من فقط فيلم ها را ديده ام."

کلوديا شيفر، سوپرمدل و بازيگرانی مثل کيت بکين سيل و روب لوه شانه به شانه تعداد زيادی از ستارگان فيلم در اين رويداد شرکت کردند.

ديويد هيمن، تهيه کننده، گفت که مبهوت اينهمه علاقه شده است: "باران می بارد، مردم فرياد می زنند، برخی از ساعت ۱۰ شب پيش اينجا بوده اند، ديوانه کننده است."

"جی کی رولينگ اين کتاب ها را نوشته و ما آنها را به فيلم برگردانده ايم، اما واقعا مديون او هستيم."

"او به ما مواد کار را داده است و مردم نسبت به آن ها خيلی احساساتی و هيجان زده هستند."

 بازی در اين فيلم يک کار جادويی و واقعا سرگرم کننده بود. دوست دارم برای هميشه اين کار را ادامه دهم.
 
روپرت گرينت

روپرت گرينت که نقش رون وسلی مو قرمز را ايفا می کند برای آينده آماده است.

او گفت: "بازی در اين فيلم يک کار جادويی و واقعا سرگرم کننده بود. دوست دارم برای هميشه اين کار را ادامه دهم."

او همچنين اشاره کرد که جام آتش به کارگردانی مايک نيول را بيش از بقيه فيلم ها دوست دارد.

او توضيح می دهد که: "رون در اين فيلم کمی بيشتر از حد معمول نوجوانی بد اخم است و فکر می کنم مقداری هم به هری حسودی می کند."

دانيل رادکليف - يا خود هری پاتر - بعد از گذراندن بيش از دو ساعت برای عبور از ميان خبرنگاران و امضا بگيرها، می ايستد تا کمی آب بنوشد.

او با عذرخواهی می گويد: "کمی عصبی ام و کمی هم از شادی نشئه ام."

طرفداران هری پاتر
طرفداران از گوشه و کنار دنيا

"اين واقعا مسرت آور است که در فيلمی مشارکت کنی که همه به آن افتخار می کنند و بايد هم بکنند."

رابرت هاردی که نقش وزير سحر و جادو، کورنليوس فاج را بازی می کند گفت که دليل محبوبيت هری پاتر در يک کلمه ساده چهار حرفی خلاصه می شود. او با لبخند توضيح می دهد: "جادو."

"جادو به کار همه کس می آيد. جهان سرشار از جادو است. شما پر از جادو هستيد، من پر از جادو ام."

"به این دليل است که مردم عاشق هری پاتر هستند و همين است که من هم عاشقش هستم."

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آبان1384ساعت 15:10  توسط نیلوفر و الهام | 
درود دوستان خوبم.
از نظراتتون ممنونم.بازم نظر بدین. خوشحال میشیم.
 
 
چهل و نهمين دوره جشنواره فيلم لندن، پنجشنبه شب (3 نوامبر) با نمايش فيلم 'شب بخير و موفق باشی'، در سينمای اودئون در ميدان لستر (لستر اسکوئر) لندن پايان يافت.

اين فيلم - دومين ساخته جورج کلونی بازيگر مشهور آمريکايی در مقام کارگردان- که داستانش در دهه 1950 می گذرد، با حضور خود کارگردان به نمايش در آمد.

در اين دوره بيش از 180 فيلم از 50 کشور مختلف از جمله ايران و تاجيکستان در طول دو هفته به نمايش در آمد.

روزانه بيش از 20 فيلم در 9 بخش اصلی اين جشنواره که عنوانهای شان نسبت به سالهای گذشته تغييری نکرده، به نمايش در آمدند.

اين جشنواره روز نوزدهم اکتبر با نمايش فيلم باغبان وفادار ساخته فرناندو ميرليش و با بازی ريف فاينس و ريچل وايس آغاز شد.

هر دو فيلم به نمايش در آمده در مراسم افتتاحيه و اختتاميه در کنار فيلمهايی چون برادران گريم، ساخته تری گيليام و تاکه شی ها ساخته تاکه شی کيتانو، که در اين جشنواره به نمايش در آمدند از رقبای اصلی بخش مسابقه جشنواره فيلم ونيز بودند.

همايون ارشادی در نمايی از فيلم سيمای زنی در دور دست ساخته علی مصفا

فيلمهايی مانند اليزابت تاون(کامرون کرو)، حباب ( استيون سودربرگ)، ماندرلی (لارس فون تريه) که قرار است در بريتانيا به نمايش عمومی در آيند برای نخستين بار در بريتانيا در اين جشنواره به نمايش در آمدند.

از ايران دو فيلم سيمای زنی در دور دست ساخته علی مصفا و بيدار شو آرزو ساخته کيانوش عياری در جشنواره حضور داشتند.

تازه ترين ساخته محسن مخملباف نيز با عنوان سکس و فلسفه محصول مشترک فرانسه، تاجيکستان و ايران که در تاجيکستان فيلمبرداری شده در اين جشنواره به نمايش در آمد.

همچنين يک ايرانی ديگر به عنوان کارگردان فيلمی در جشنواره لندن داشت. چرخی (Man Push Cart) دومين ساخته بلند رامين بحرانی، فيلمساز بلند ايرانی - آمريکايی است که در آمريکا درباره جامعه پاکستانی های مقيم نيويورک ساخته شده است.

اين جشنواره پانزده روزه از مهمترين رويدادهای فرهنگی - هنری بريتانيا و يکی از بزرگترين جشنواره های غير رقابتی فيلم دنياست که هر ساله در ميانه پائيز برگزار می شود.

نظر یادتون نره.

ایرانی باشید و سر بلند بدرود

+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1384ساعت 17:0  توسط نیلوفر و الهام | 
درود دوستان خوبم
ببخشید که پست مطلب جدید دیر شد.درس داشتیم(تیریپ بچه خرخون!)ولی عوضش الان جبران کردیم.
از نظراتتونم ممنونیم.
 
 
در روزهای پنجم و ششم چهل و نهمين جشنواره فيلم لندن، فيلم "سکس و فلسفه"، تازه ترين ساخته محسن مخملباف در دو نوبت در بخش " فيلم در ميدان" به نمايش در آمد.

جان (دلير نظر) معلم رقصی است که در چهلمين سالگرد تولدش از مريم، تهمينه، فرزانه و ملاحت، چهار دلداده اش دعوت می کند که به کلاس رقص او بروند. هيچ کدام از آنها از وجود ديگری خبر ندارد.

جان داستان آشنايی و عاشق شدنش با معشوقه هايش را يک به يک با خود آنها مرور می کند. در نهايت هر چهار دختر او را ترک می گويند و او به تنهايی سالروز تولدش را جشن می گيرد.

محسن مخملباف پس از ساختن فيلم سکوت در تاجيکستان، بار ديگر اين کشور را به عنوان محل فيلمبرداری فيلم تازه اش برگزيده است.

موضوع فيلم همانطور که از عنوانش بر می آيد قرار است حول محور رابطه زن و مرد و فلسفه وجود عشق و رابطه ميان دو بگردد.

"عشق بازی می کنم پس هستم"

محسن مخلملباف، (چپ) همراه با دلير بازيگر اصلی فيلم سکس و فلسفه

فيلم با نمايی ثابت از داخل خودرويی در حرکت که بر روی داشبورد آن شمعهای روشن چيده شده آغاز می شود. تنها صدای جان شنيده می شود که به معشوقه هايش تلفن می کند. اين نما چهار بار تکرار می شود بدون اينکه نشانه ای از ايجاز در آن ديده شود. با اين حال بيننده منتظر است که اين مقدمه کشدار به داستانی پر جنب و جوش راه يابد که نه تنها اين اتقاق نمی افتد بلکه پيروی اين مقدمه از خود آن طولانی تر و کسل کننده تر است و تصاوير نمادين و به اصطلاح استعاره ای که در مقدمه آمده با جلو رفتن داستان افزايش می يابد.

فصل طولانی دعوت از دخترها و جمع شدن آنها در کلاس رقص، بيننده را از همان ابتدا دچار سردرگمی می کند.

در بخش دوم که داستان آشنايی و شکل گرفتن عشق ميان جان و معشوقه هايش روايت می شود، جان در مواجهه با هر کدام از دخترها حرفهايش را يک به يک تکرار می کند.

محتوا و جنس گفتگوهای فيلمنامه آقای مخملباف از دهان هر شخصيتی بيرون می آيد تفاوتی با هم ندارند. چه مهماندار هواپيما (مريم)، چه پزشک بيمارستان (تهمينه)، چه معلم چهل ساله رقص (جان) و چه شاعری که مريدانش نيمه شب هم او را رها نمی کنند، جنس نگاه همه شان به عشق، زندگی و زمان يکی است و همه با ادبيات مشترکی و با بيانی احساساتی و بی رمق برداشت خود را از اين مقوله ها بازگو می کنند.

مريم غايبوا، بازيگر نقش مريم

تمام گفتگوهای فيلم گويی می خواهند بيانگر و نماينده "فلسفه" و مشاهدات کارگردان باشند، اما بيشتر به نامه های عاشقانه نوجوانان نو بالغی می مانند که تازه در جاده عشق و عاشقی قدم گذاشته اند. به بخشهايی از متن فيلمنامه سکس و فلسفه توجه کنيد: (1)

مريم: همزمان با چهار دوست دختر؟ اين عشقه؟
جان: اين جستجوست مريم. با هر يک از شما من پاره‌ای از قلب خودمو يافتم. می‌دونم که اين پاپان ماست اما می‌خوام با يکی يکی‌تون گفتگو کنم. اجازه بدين از کسی گفتگو رو شروع کنم که عشق اولم با اون شروع شد. حالا برمی‌گردين سر تمرين رقص؟
مريم: باورم نمی‌شه که اين آخرين باريه که با تو می‌رقصم. تقدير نبوده که من و تو با هم باشيم. تو و رقص‌رو برای هميشه ترک می‌کنم.

ـــــــــــــــــــــــــــــ

جان: صبر کن من تورو می‌رسونم. بشين.
تهمينه: نه. تايم عشق ما به پايان رسيده.
جان: وايسا. نه به عنوان يک عاشق. به عنوان يک راننده تاکسی. کجا می‌رين خانوم.
تهمينه: به زمان گذشته. به يک سال قبل. وقتی که خوشبخت بودم.
جان: تو روز تولد منو ياد داری. وقتی که برای ۳۹ سالگی من ۳۹ شمع هديه آوردی.

ـــــــــــــــــــــــــــــ

جان: حالا قلبت تاپ تاپ می‌کنه؟می‌خوام ترا در آغوش بگيرم.
مريم: چرا مردها همه‌اش می‌خوان جسم زن‌رو تسخير کنند؟
جان: برای اين که می‌خوام عشقمو ثابت کنم.
مريم: تصاحب تن، عشقه؟

ـــــــــــــــــــــــــــــ

پوستر تبليغاتی فيلم در تاجيکستان با عنوان عشق به نمايش در آمد

جان: من عشقبازی می‌کنم، پس هستم. فلسفه من اينه.
مريم: من دوست داشته می‌شوم، پس هستم. فلسفه منم اينه.
جان: می‌خواستم در آغوش‌ات بگيرم، اما تو ...
مريم: جسم من مال کسی است که روحم ‌رو تسخير کرده باشه.

شمع و گل و پروانه

مخملباف در فيلم نگاهی مادی به مقوله عشق و احساس دارد. او عقايد نظری اش را با تصاويری قابل پيش بينی و کليشه ای همراه می کند. جان برای اينکه بگويد که کمتر از عمر يک روزه يک پروانه از زندگی لذت برده، پروانه ای را نشان می دهد که روی گلی نشسته؛ و طول مدت زمان خوشی هايی را نيز با ثانيه شماری ثبت کرده که هميشه در دست دارد و دقايق فرح بخش زندگی اش را می شمارد.

يا برای اينکه نشان داده شود جان تولدش را به تنهايی جشن می گيرد، تک شمعی دست می گيرد و پشت فرمان اتومبيلش در خيابانها پرسه می زند.

برای اينکه رابطه جنسی نسبتا بسته ای را به تصوير بکشد، دو دست نشان داده می شوند که صاحبان شان بر آنها بوسه زده اند و سپس دستها دقايقی در هم می آميزند که يکی از ملال آورترين صحنه های فيلم را شکل می دهند.

شراب، کلوز آپ، برگهای پائيزی و ديگر هيچ

دلير نظر از خوانندگان مشهور تاجيک است

فيلم سراسر پوشيده از نماهای نزديک (کلوز آپ) است، بطوريکه استفاده بيش از اندازه از کلوز آپ معنی و مفهوم کاربردی اش را به طور کلی از دست می دهد.

مخملباف قصد دارد با استفاده از عواملی چون جام شراب، شمع و گل و پروانه، برگهای پائيزی و .... و استفاده از آنها در پس زمينه هايی با رنگهای تند و کنتراست شديد تصاوير چشم نوازی خلق کند که بر فضای " شاعرانه" فيلمش بيافزايد.

اما افراط در استفاده از اين عناصر به اندازه ای می شود که پاره هايی از فيلم شباهتهايی به فيلمهای جشنهای عروسی که اين روزها در ايران ساخته می شود، پيدا می کند. استفاده از موسيقی پر سوز و گداز فيلم هم به اين شباهت بسيار کمک می کند.

فيلم سکس و فلسفه در تابستان گذشته با عنوان عشق در سينماهای تاجيکستان به نمايش در آمد.

دلير نظر خواننده سرشناس موسيقی تاجيکی، نقش جان را بازی می کنند و مريم غايبوا، تهمينه ابراهيموا، فرزانه بيکنظروا و ملاحت عبدالله يوا بازيگران نقشهای معشوقه های جان هستند.

اين فيلم را ابراهيم غفوری، فيلمبردار چند فيلم اخير خانواده مخملباف فيلمبرداری کرده و مخملباف علاوه بر نوشتن فيلمنامه و کارگردانی آن، به روال ديگر فيلمهايش تدوين فيلم را نيز بر عهده داشته است.

تهيه کنندگان سکس و فلسفه خانه فيلم مخملباف و کمپانی وايلد بانچ (فرانسه) هستند. اين فيلم به زبان روسی و تاجيکی است.

ایرانی و سربلند باشید

نظر یادتون نره!بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 15:18  توسط نیلوفر و الهام | 
درود دوستان

از نظراتتون ممنونیم.ببخشید که دیر آپ کردیم.درس داشتیم!

یه خبر خیلی عالی دارم فیلم خیلی دور خیلی نزدیک نامزد دریافت جایزه ی اسکار شده.امیدواریم جایزه رو بگیره.

ایرانی باشید و سر بلند

بدرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1384ساعت 17:6  توسط نیلوفر و الهام |